تبليغاتX
....................... نقطه نظر .......
زندگی نبرد من با من است!!!



 


یک تراژدی همیشه با این کلمات شروع میشود "هیچ اتفاقی رخ نمی داد اگر..."(1)

 اگر زندگي فردي را حاصل يك اتفاق بدانيم ،قطعآ زندگي اجتماعي چيزي فراتر ازيك اتفاق است.

عامل پيوند دهنده زندگي هاي اجتماعي ،فرهنگ است كه در مجموعه اي وابسته به نظامهاي هنجار و منظم كننده جامعه شكل مي گيرد و قابل تغيير در ساختارهاي متفاوت اجتماعي است.

فرهنگ،يك امر نسبي است و به المانهايي چون مکان،زمان، ،نگرشها و تفكرات غالب در جامعه بر مي گردد .افراد جامعه به تناسب قابليت خود در اين فرهنگ مؤثرند و جريان ساز .

براي ايجاد جريان و بروز سازي فرهنگ ،نگاه نقادانه آنچنان مؤثر است که پله هاي ترقي و اوج را تا مرز ساختار شكني پيش مي برد ،تا آنجا كه" فرهنگ پيشين بدل به كوهي از ويرانه ها و سرانجام تلي از خاكستر خواهد شد اما ارواح برفرازش شناور خواهند بود."(2) 

 

نگاه نقادانه به فرهنگ پیشین همیشه راه عبور به آینده را مطمئن تر می کندو ضریب خطا را کاهش میدهد.دیالکتیک بین امروز و دیروز فردایی رو شن تررا رقم می زند .

و اما تراژدی آنجا آغاز میشود ،اگر این دیالکتیک شکل نگیرد و فرهنگ پیشین درخود بماند و سنتی تر از همیشه به جامعه دست یازد و افراد جامعه چون ارواح برگرد آن شناور!!!

 


1و2-از ویتگنشتاین

 




 

 

 




 


 


 


یک افطاری

پنج شنبه 28 شهریور  در جوار مزاراستاد آتشی ، اسطوره شعر جنوب پس ازصرف افطاری ، تنی چند از شاعران بوشهری از جمله اسکندر احمد نیا،امید غضنفر،سیامک برازجانی،طاهره غمخوار،منصوره حکمت شعار ومصطفی غضنفری ضمن خوانش سروده های استاد بزرگ ، شعرهای خود را نیز قرائت کردند.

به یاد استاد، با شعری از ایشان:

 از جاده می گویم

که نه دیده نه رفته ایم

اما عبور کرده ایم –انگار

 .

.  

 

.

از مجموعه اتفاق آخر     

 

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم شهریور 1386ساعت 21:33  توسط مینادرعلی  | 
 

  

تردید در چگونه زيستن هميشه همراه با انسانهايي بوده كه دغدغه پذيرش داشته اند . پذيرش از جانب فرد ،گروه ،جمع ويا جوامع و ...و اين مطلوب، ذهن و رو حشان را آنچنان تسخير كرده است كه گرايش به سوي همرنگ شدن را برايشان به ارمغان آورد ه!

زيرا كه فرآيند فردانيت داراي دو جنبه بارز است كه انسان را متمايز از ديگري مي كند و در بسياري موارد داراي پذيرشي نا متعارف.

فرآيند فردانيت:

1:جريان پيراستن يا تهي كردن روح از لفافه دروغين كه پرسونا (persona) نام دارد،و نيز حفظ و حراست از گزند نيروي وسوسه آميز تصاوير ازلي.

2:كمال پذيري،يا جريان آگاه ساختن محتويات ناآگاه به كاملترين وجه ممكن و تركيب آنها با آگاهي از طريق فعل باز شناسي.*1


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سوم شهریور 1386ساعت 12:42  توسط مینادرعلی  |