پاهای پریده
![]()
یک قطعه
به کدام جرم
مرا
مصلوب قلبت کردی ؤ
سوال به مغزم کوبیدی
خوابی یا بیدار
کابوس رؤیایی ام!
تو می دانی سالهای انتظار
مانده ی درهای بسته ات
سنگ به قلبم کوبیدم
تا بشکند ؤ
شکسته هایش
پازل بودنت شوند!
......
قطعه هایم گم شده اند
در سمفونی هیاهویت
که هیچ وقت ندانستمش!
کودکانه

كودكانه
شعار ندهيم ،
شعار كودكانه دهيم!
همه ساله يك روز به كودكان جهان اختصا ص دارد (۱۶ مهر مصادف با 8 اكتبر)،كودكاني كه در بسياري موارد ناديده گرفته شده و ميشوند. كودكاني كه از كمترين حقوق انساني يعني پوشاك ،تغذيه، بهداشت و عدم آزار جسمي و جنسي برخوردارند.
يونيسف ، مطابق با نياز كودكان جهان در سال1946 فعاليت خود را در زمينه سا ختن دنيايي كه در آن حقوق تك تك كودكان رعايت شود آغاز كرده است.اين سازمان با اين اعتقاد تآسيس شد" كه اساس پيشرفت بشر حما يت و توجه كافي به كودكان است."
براي رسيدن به اين هدف بيش از 7000 نفر در 157 كشور در حال فعاليت هستند.
سازمان يونيسف (صندوق كودكان سازمان ملل متحد) در سال 1946 توسط مجمع عمومي ملل متحد تآسيس و در سه مرحله فعاليت خود را تعريف كرد.
بعد از جنگ 1946 تا 1950 اولين پروژه اش را با عنوان "احتياجات ضروري" با هزينه اي حدود 12 ميليون دلار پخش پوشاك،واكسينه كردن و فراهم كردن غذاي كمكي روزانه مليونها كودك در سراسر اروپا آغاز كرد.
1960-1951 ضمن انجام فعاليت هاي قبلي براي رسيدن به اهداف بلند مد ت در زمينه هاي تغذيه،آموزش،ريشه كن كردن بيماري هاي جذام ،سل و... فعايت هاي گسترده اي را با صرف هزينه 150 مليون دلار به انجام رساند.
1970-1961 يونيسف فعاليتش را با اتخاذ تصميم كمك به كودكان مليت هاي مختلف براي پيشرفت ملت ها گسترش داد.
در اين مرحله يونيسف علاوه بر نيازهاي مادي ،درگير مشكلات و نيازهاي ذهني ،رواني و شغلي كودكان نيز شد و....
و اما با توجه به تمام پيام هايي كه از جانب يونيسف و هم پيمانان آنها داده شده : "جهاني شايسته كود كان ،جهاني بدون خشونت" ،"دولت ها موظفند كه عاملان خشونت را شناسايي و با آنها برخورد نمايند"، هر كودك حق برخورداري از زندگي بدون خشونت را دارد "،"خشونت عليه كودكان به هيچ وجه قابل توجيه نيست"،"بگذاريم مهرباني حكمفرما باشد"و... و ... . هنوز هم سوانح و موقعيت هاي اظطراري در قالب بلاياي طبيعي و اجتماعي بسيا ر پر رنگ وجود دارد كه كودكان را در معرض خطر قرار مي دهد.خطري كه مي تواند كودكان را تا مرز نيستي بكشاند. هنوز كودكان قاچاق ميشوند .مورد بهره برداري جسمي و جنسي قرار مي گيرند. مورد ضرب و شتم هايي قرار ميگيرند كه باعث قطع عضو شان مي شود.آموزش دزدي و انواع فساد ميبينند. عامل توزيع مواد مخدر ميشوند و نا خواسته عامل ترويج ايدز و ناقل بسياري از بيماريهايي ميشوند كه خود در كسب آن دخيل نبوده اند و...
از آنجايي كه پايه و اساس يك جامعه، كودكاني اند كه رشد مي كنند و با رشد يافتگي شان آينده را مي سازند. چگونه مي توان باور كرد كودكاني كه حتي از نيازهاي اوليه شان كه همان بهداشت،آموزش، غذا،پوشاك،امنيت اجتماعي – ا قتصادي- سياسي –خانوادگي بي بهره اند و وضعيت اجتماعي نا مناسب و نابسامان دارند با توجه به هرم مزلو بتوانند صعود خوبي داشته و آينده سازان خوبي باشند.
دنياي كودكان، دنياي بي آلايشي است كه بايد فارغ از هر دغدغه سر شود .كودكان بسيار آسيب پذيرند و سريع تحت تآثير قرار مي گيرند و برخي با توجه به جنسيت،قومييت،تربيت و شرايط اجتماعي متفاوت ،نا بساماني وضعيت خانوادگي شان و ميزان بالاي بيكاري ،نابرابري درآمدها ونابرابري فرصت ها ، مورد تعرض بيشت قرار مي گيرند و تآثير پذيري بيشتر دارند كه در ايران اين معضلات به وفور ديده مي شودو كود كان دچار تمامي اين مشكلات هستند.
در سيستان و بلوچستان فقط 55% از مردم دسترسي به آب دارند. طبق آماري روزانه 54 زن يا دختر ايراني در پاكستان خريد و فروش مي شوندكه سن بين 16 تا 25 سال را دارند . بلاياي طبيعي در ايران از جمله زلزله ئ سيل سالانه شمار زيادي از كودكان را بي سرپرست ، بي خانمان و دچارآشفتگي هاي روحي و رواني مي كند .در بسياري از روستاها سالانه تعداد كثيري مرگ و مير كودكان را شاهد هستيم.
ايران در سال 1373(1994م)پيمان نامه جهاني حقوق كودك را با پذيرفتن تمام شرايط امضا و تا كنون چندين گزارش به كميته حقوق بشر داده است. از آنجايي كه يونيسف كاملآ با مشاركت داوطلبانه افراد،سازمانهاي دولتي و خصوصي تآمين مي شود .شايد يك اقدام كوچك ما هم بتواند مثمر ثمر باشد.
شما مي توانيد كمكهاي خود را به حساب 5005 به نام يونيسف – بانك ملي شعبه اسكان واريز نماييد
اطلاعات خود را در سايتهاي مربوط به يونيسف افزايش دهيد.
برگزيده از كتاب "اگر تو حرف زده بودي دز دمونا"
يه وقتها فكر مي كني كه ميشه يه دنياي آرماني داشت ، دنيايي كه
درش صلح و صفا باشه ،همه همديگر رو دوست بدارن ،به هم
اعتماد كنند ،همه قلبها بي ريا باشه و...
اونوقت همه نگاهها بهت عوض ميشه و ميگن اي بابا ديونه شدي!!!
همون وقتها به هر دري كه ميزني ميبيني بسته است .
اگه در نباشه مردم به چه چيزي بزنند!!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتي به بن بست مي رسي دوست داري همه چيز را
يكسره ويران كني !و اگر حس زندگي هنوز تو
وجودت باشه دوباره از هيچ، دنيايي مي سازي.
پس اين دو شعر را تقديم مي كنم به همه آنهايي كه سر شار از زندگي اند!!!!!!!
آبي ... آب .. آ .
ماهيها ،لرزان
آب هم خودكشي كرده بود
زن اسپانيولي می رقصيد
و سرخپوست دودش كمانه!
سوت مي كشيد مسافر/ بي قطار/ بي تار
ميزد بر زمان تا بايستد
ايستاده بود "من "بيرون كشيده از خاطراتت
زن هنوز مي رقصيد
شب .
و من
در پس شب گذاشتم/ نقطه
ايستادم سر خط
بر حافظهِي گمشده ام/ مسافر كه بودم/پرده كشيدم
به روز كور
تا دود شدنم نبيند
سرخپوست، كمانه ام كند
آب شود دلم
تر كنم لبهاي لرزان ماهيها
زن هنوز ميرقصيد ؤ
سوت مي كشيد مسافر
قطار خودش را كشته بود
در سوتهايش
ومن بر نقطه اي
رقصان حافظه ام!
اسپانيولي شدم/ تا بلرزم/ دود شوم / ماهي شوم
و ماه، كورشود در روز!
ماليخوليا
خوره ي ديدن كه به جانم افتاد
چشمانم را در گلدان/ مگس را در چشم هايم جا گذاشتم
كه گفتند ماليخوليايي شده اي!
خوليا ،خولیا را ميشناسم
يائسگي يك عشق
و "ي" هميشه مزاحم
كه بر سر مي آمد
"ك"
يك من /يك تنهايي/يك تصوير واژگون
"ك"
چشمهايم كجايند؟!
مگس مزاحم/"ي" مزاحم/خنده هاي موذيانه مزاحم
/مزاحم ميريخت در چشمهايم
خوليا گلدان مي شد/مال من مي شد
مي شناختمش/ ميخواستم ببينمش/ كه چشمهايم را جا گذاشتم

گردشگري را با كدام دال بنويسيم ؟!
27 سپتامبر روز جهاني جهانگردي، و 5 مهر سر آغاز هفته گردشگري در ايران است. اين روز هر سال با شعاري از طرف سازمان جهاني جهانگردي نامگذاري و توسط دبير كل آن سازمان (فرانچسكو فرانجيالي) طي مراسم خاصي كه هر ساله در يكي از كشورها برگزار مي شود قرائت مي گردد. در ايران اين روز سر آغاز هفته گردشگري است كه در سال جاري براي اولين بار با عناوين متعدد نام گذاري شده.
و شعار امسالِ ، "جهانگردي درها را به روي زنان مي گشايد."
شايد در نگاه اول به نظر كمي عجيب بيايد كه چرا زنان؟ و نه مرداني كه مي توانند و هميشه حضور اجتماعي پر رنگي داشته اند! در اين شعار نكا ت ظريفي است كه ايجاد تساوي حقوق اقتصادي -اجتماعي زن و مرد بارزترين آنهاست. برابري تقريبي جمعيت زنان جهان با مردان بايد كه جايگاهي مساوي براي آنها به ارمغان بياورد و اين مهم دركشورهاي پيشرفته در تمامي ابعاد تقريبآ تبلور و پرورش بافته بجز زمينه هاي اقتصادي كه در حال انجام است.
با توجه به آماري ،70% از يك ميليارد و سيصد نفرانسانهاي فقير جهان ، شامل زنانِِ ميشود.
اين رقمِ ِقابل توجه به عدم جايگاه مناسب و مستحكم زنان در عرصه اقتصاد جهاني بر ميگردد كه با توجه به 66% از نيروي كاري كه بر عهده اين قشر است فقط كمتر از 5% از درآمد صنعت به زنان تعلق مي گيرد.و اين آيا عدم تساوي حقوق صنعتي نيست؟!!!
از آنجايي كه صنعت توريسم يكي از صنايع پر در آمد قرن و حضور زنان در كليه عرصه ها نيز يكي از رويكردها و المانهاي دنياي مدرن است ،بنابر اين بايد كه در كشورهاي پيشرفته تلفيقي از اين دو، راهي به سوي پيشرفت بيشتر باشد . در اينجا ست كه زيركي تعيين كنندگان شعار روز جهاني جهانگردي را در مي يابيم.
زنِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ ِرو به ترقي در جوامع مدرن ، ديگر به عنوان كالا نمي تواند ،كه نمي خواهد مطرح شود،او به عنوان يك توليد كننده جايگاه ميخواهد، تا جايي كه به عنوان يك ركن اصلي شكوفايي صنا يع و خاص تر، صنعت توريسم حضور خود را رقم ميزند.
امروزه در جهان، زنان در سطوح مختلف شغلي در صنعت جهانگردي از راهنماي تور گرفته تا رياست و مديريت سازمان و شر كتهاي مرتبط فعاليت ميكنند تا جايي كه اين فعالي برابري حضور اجتماعي –اقتصادي زنان و مردان را رقم زده است.
اگر نگاه نقادانه اي به كشور هاي در حال توسعه كه ايران را هم شامل ميشود بياندازيم ،مي بينيم كه حضور زنان در اين صنعت نه به پررنگي كشورهاي پيشرفته بلكه كمرنگ تر وجود دارد اما اين حضور در سطوح يايين تر فعال ترمي باشد و هنوز هم در بسياري كشورها زنان كالاهاي صادراتي و جذاب توريستي هستند.
ليدرهاي تور،مديران آژانسها،مديران هتل،مدير عاملان شركتهاي مرتبط و فروشندگان و...همه از عمده مشاغلي است كه زنان ايران به آن مشغول ويك بازوي اجرايي پيش برنده اين صنعت نوپا مي باشند . فعاليت زنان در زمينه هاي سرمايه گذاري هنوز به رشد كافي نرسيده است كه اين ميتواند به عوامل ديگري هم بستگي داشته باشد،كه يكي از مهم ترين آنها ،عدم رشد كافي خود اين صنعت در ايران است.
زنان در اين عرصه علاوه بر مشاغل مذكور ، در بعد ديگري از اين صنعت نيز بسيار فعالند و آن هم توليد صنايع دستي و هنرهاي سنتي است كه به رونق بخشي صنعت گردشگري بسيار كمك مي نمايد.
از آنجايي كه گردشگري داخلي همواره فعالترين بخش گردشگري ايراني است بنابر اين زنان ايراني و در محدوده جزيي تر زنان هر قوم با برجسته سازي تفاوتهاي قومي ميتوانند به جذب گردشگر داخلي كمك نمايند . اين تفا وتها مي تواند در غذا ،پوشاك،آيينها ،سنن ،گويش وهنرهاي بومي باشد كه ميل و رغبتي در توريست داخلي ايجاد كند. (نگاه شود به جاذبه هاي ابيانه كه زبان و گويش و پوشاك سنتي مردمانش علاوه بر طبيعت زيباي آن روستا نمود بارزي را در جذب گردشگر دارد). در ايران آنقدر تنوع قومي هست كه باعث به وجود آمدن يك چرخه گردشگري وتوريستي شود. اين چرخه ميتواند به رونق اقتصادي شهرهاي كم درآمد بسيار كمك نمايد. و رونق اقتصادي هم مي تواند به شكوفايي صنايع دستي ،عمارتها و بافتهاي قديمي،آثار تاريخي و فرهنگ غني هرقوم كمك نمايد.لازمه يك فرهنگ مستحكم ،بر جسته سازي خرده فرهنگها است كه به عنوان ريشه هاي آن مي تواند كمك شاياني به حفظ و گسترش آن نمايد.اين خرده فرهنگها در گوشه و كنار زندگي جمعي ما وجود دارد كه در پاره اي موارد آنقدر نزديك است و اجين شده با ما، كه نه آن را مي بينيم و نه به اهميت آن پي ميبريم و حتي گاهي با احساس مزاحم بودن آنها در اين دنياي در حال مدرن، دست به حذف آن ميزنيم غافل از اينكه با اين كار حافظه تاريخي خود را نابود مي كنيم.بر تك تك همه واجب است كه در راه اعتلاي اين خرده فرهنگها بكوشيم و در معرفي آن به ديگران گامهاي هر چند كوچك خود را برداريم تا به يك حركت جمعي با گامي بلند دست يابيم.