تبليغاتX
....................... نقطه نظر .......
زندگی نبرد من با من است!!!
 

این ابرهای بالاتر از سرم چه وسوسه برانگیز  تکه تکه  شده بودند.سبکبالی شان آنقذر سنگین بود که بی اراده ی من به تمام وجودم می ریخت.دریای زیر پای این ابر با این وسعتش ، از رنج به هم فشردگی بخارمی شد.

باد موهای زنی را به بازی می کشید.صدای ترمزهای پی در پی یک ماشین ... . پیاده شدن با سرعت چند نفر.و خالی نشدن درون ماشین از زمان پر بودنش !

و این پرسش های همیشه پرسنده... .و باد هر جا که بحواهد می وزد!

می روم و هنوز هم آینه واروتر نشان میدهد !

 


+ نوشته شده در  هفتم دی 1387ساعت 15:48  توسط مینادرعلی  |